مصر نوین به کدام سو می رود؟
نهضت و خیزش بي سابقه مردم مصر پس از 18 روز به ثمر
رسيد و فرعون مصر از اريكه قدرت سقوط كرد. اكنون همه نگاه ها به دوران پس از حسني
مبارك معطوف شده و اين سوال مطرح است كه مصري ها دوران تازه را چگونه رقم خواهند
زد؟
آيا نهضت مردمي مصر مصداق يك انقلاب فراگير
است كه ساختارهاي سياسي و اقتصادي و فرهنگي را دچار تغييرات بنيادين خواهد كرد؟
ويا اين كه اين جنبش كه از شروع تا ثمردهي ماهيتي مدني و نرم افزاري داشت، تنها
اصلاحاتي روبنايي و نوعي از رفرميسم را خواهد آزمود؟
آن گونه كه از اوضاع داخلي مصر و رويكرد
بازيگران منطقه اي و فرامنطقه اي بر مي آيد، آهنگ تحولات مصر به سوي رفرميسم سوق
يافته است . البته مردم مصر رويكردي اسلامي و انقلابي دارند و از دير باز وارد
مبارزه با رژيم ديكتاتوري و تلاش براي برپايي حكومت اسلامي شده بودند. در همين
راستا مصري ها سابقه طولاني استعمارستيزي داشته و با وجود امضاي پيمان سازش ، هنوز
هم مدافع آرمان فلسطين بوده و رژيم صهيونيستي را دشمن درجه يك خود مي دانند. در
واقع مسلمان مصر از سي و سه سال پيش، پيام انقلاب اسلامي را به گوش جان شنيده و
همچنان رهنمودهاي امام راحل و مقام معظم رهبري را نجات بخش خود ميدانند.
تحولات مصر پس از خروج مبارک نیز نشان
میدهد مصر در دوران انتقالی ، تحول اساسی را نخواهد آزمود.شورای عالی نظامی به
ریاست وزیر دفاع سابق ، ژنرال طنطاوی ، اعلام کرده است نسبت به تعهدات گذشته مصر
از جمله پیمان کمپ دیوید پایبند خواهد بود.اساسا این شورا صلاحیت تصمیم گیری های
راهبردی را ندارد و تنها در صدد حفظ وضعیت ثبات و امنیت مصر تا زمان انتخابات
است.اعلام پایبندی به کمپ دیوید نیز برخاسته از نگرانی ها و تهدیدات احتمالی است
که در اوضاع شکننده فعلی ممکن است از سوی رژیم صهیونیستی صورت گیرد.
معترضان نیز در اوضاع فعلی نسبت به تغییرات
زیر بنایی به ویژه در سیاست خارجه و تعهدات سابق مصر اهتمامی نشان نداده اند و حتی
پیش بینی می شود در صورتی که طیف معترض امثال البرادعی به قدرت برسند ، بعید است
در اموری چون توافق با رژیم صهیونیستی تجدید نظر کنند.اکنون خواسته اصلی معترضان ،
در مطالبات مدنی چون آزادی ، دمکراسی و توسعه اقتصادی خلاصه می شود و به همین دلیل
خواهان تعدیل قانون اساسی به ویژه در بندهای مربوط به ریاست جمهوری هستند و بر
انتخابات آزاد و سالم تاکید زیادی می ورزند.
برخی
ناظران معتقدند در دوران انتقالی ، اولویت اصلی حفظ ثبات و وحدت و عدم ایجاد تنش
در سطح داخلی و خارجی است.براین اساس این ناظران پیش بینی می کنند معترضان وقتی
دوره انتقالی را سپری کرده و جایگاه خود را تثبیت کردند ، به تدریج می توانند
پرونده های دیگر از جمله مباحث مربوط به سیاست خارجه و مناسبات با رژیم صهیونیستی
و غرب را گشوده و در صورت لزوم ، آن را مورد بازبینی و تعدیل و یا تغییر قرار
دهند.
این پیش بینی در صورتی تحقق خواهد یافت که
معلوم شود طیف هیئت حاکمه جدید تا چه حد با مطالبات اصیل مردم مسلمان مصر همسویی
نشان دهند و در عین حال موفق شوند با اتکا به منافع ملی مصر ، خود را از نفوذ و
وابستگی به بازیگران خارجی به ویژه آمریکا رها سازند.
در سطح بازیگران خارجی ، به طور خاص ؛ ایلات
متحده آمریکا و رژیم صهیونیستی تلاش زیادی دارند تا مصر دچار تحولات زیر ساختی
نشود ، چون این نگرانی وجود دارد که با رفتن مبارک و هیت حاکمه ای که سال ها به
باقی ماندن مصر در جبهه سازش تعهد داشت ، حاکمیت جدید به جبهه مقاومت تمایل یابد و
معادلات منطقه ای به ضرر آمریکا و رژیم صهیونستی تغییر یابد.چنین تغییری در ساختار
و سیاست های مصر نوین می تواند الگویی برای سایر کشورهای عربی شده و به تدریج
سیطره آمریکا و رژیم صهیونیستی را بر خاورمیانه پایان دهد و در مقابل ، کانون
مقاومت یعنی جمهوری اسلامی ایران یکه تاز عرصه منطقه گردد.نکته مهم آنکه موج نهضت
مصر و تونس به دیگر کشورهای عربی سرایت کرده و طی روزهای اخیر کشورهایی چون لیبی ، بحرین و یمن و... شاهد تظاهرات و در
گیری های گسترده ای بوده اند.
چالش دیگری که مصری ها را در دوره نوین پس
از مبارک تهدید می کند ، اختلافات داخلی میان معترضان است . تا پیش از سقوط مبارک
همه معترضان زیر یک چتر واحد گرد آمده و یک صدا خواهان رفتن دشمن مشترک یعنی مبارک
بودند ؛ اما با سقوط دیکتاتور و شروع دوره جدید ، سهم خواهی ها آغاز شده و رقابت
های سیاسی و حزبی تشدید می شود.البته وجود شورای عالی نظامی تا حدی مانع بروز
اختلافات درونی خواهد شد و روند مذاکرات میان گروه های معترض و برنامه های مربوط
به دوران انتقالی و نحوه ترسیم دوره نقش بسزایی در مهار اختلافات و عدم تبدیل آن
به نزاع و درگیری خواهد داشت.
با این حال طبیعت دوران انتقالی و شکنندگی
سیاسی و اختلافات طیف های گوناگون سیاسی، زمینه ساز دخالت های خارجی شده و قطعاً
آمریکایی ها از هم اکنون مشغول مهره سازی و سیاست پردازی برای مصر نوین هستند. آن
گونه که از داده های برخی محافل غربی بر می آید، آمریکا در پی ایجاد نوعی "
دمکراسی کنترلی " در مصر است تا هم به مطالبات دمکراتیک مردم مصر پاسخ گوید و
پروژه هایی چون خاورمیانه بزرگ را عملیاتی کند و هم مانع ظهور و رشد جریانات اسلام
سیاسی و مقاومت گردد.
هوشیاری نخبگان مصری صرف نظر از گرایش های
سیاسی و اتفاق نظر آنان بر سر مبانی و منافع ملی این کشور می تواند مانع اعمال
نفوذ آمریکا و رژیم صهیونیستی در ترسیم نقشه سیاسی جدید مصر گردد. در هر حال مصر
از قدیم الایام " ام الدنیا " نامیده شده و سزاوار آن است که با رقم زدن
ساختاری مطلوب از اسلام گرایی و مردم سالاری، الگوی جهان عرب گردد. این الگو می
تواند به لحاظ ماهیتی ، نسخه ای از انقلاب اسلامی ایران ، اما با صورت و صبغه ای
عربی و متناسب با اقتضائات معاصر باشد.