تبليغاتX
غریو57

غریو57

تک نگاشت های یک پنجاه و هفتی

سلام

   راستی راستی ، دنیا خیلی تماشایی است .خوب که نگاه کنی ، می بینی در این باغ بزرگ ، هر کس توی قفسی زندگی می کند! آزاده ها بسیار اندکند.البته قفسها نیز متفاوتند : کوچک و بزرگ دارند ، رنگی و غیر رنگی دارند، شکل های گوناگون... بعضی ها خودشان برای خودشان قفس می سازند، بعضی ها به دیگران سفارش می دهند برایشان قفس بسازند ، بعضی ها قفس های خودشان را رنگ آمیزی هم میکنند ، بعضی ها هم توی قفسهایشان به تفریح می روند!... بعضی از قفس ها علمی هستند ، بعضی فلسفی ، بعضی های دیگر...

   القصه .ما هنوز نگاه کردن به خورشید رو بلد نیستیم ! ما هنوز تا رسیدن به قله دیدار خداوند ، فرسنگها فاصله داریم .ما هنوز نفس کشیدن در آستان قدس را تجربه نکرده ایم .ما هنوز ...

زیارت ، سفری مشتاقانه ، آگاهانه و عاشقانه است که از سرای دل آغاز میشود از راه دل عبور میکند و سرانجام نیز در منزل دل به مقصد و مقصود میرسد ....

   زیارت خانه خدا فرصتی است که ببرای اینگونه کارها.فرصتی است برای اینکه خود را از اسارت قفس هانجات دهیم .فرصتی است تا در "ترم "حساس زندگی "مشروط"نشیم ، البته بعدها متوجه شدم که مشروط شدن تا سه مرتبه مانعی ندارد ، بار چهارم نیز کمیته موارد خاص بنام توبه هست ، واقعا قربون عظمت خدا بشم که برای هممون فکر کرده  ، اما مهم این است که بفهمی مشروط شده ای نه اینکه نق بزنی نمره ام را نداده اند و این سفر آغاز است برای ورود به این بزرگراه ....

   اکنون که این فرصت نصیبم شده که با هجرت جغرافیایی به سرزمین شور و شعور سفر کنم ، ضمن طلب حلالیت از همگان ، عاجزانه درخواست میکنم که دعام کنید که انشاا... با هجرت قلبی هم بتوانم قلبم را از هر چه غیر خدا و بندگان خاص خداست پاک و منزه کنم.

                                                  انشاا... به امید ظهور .یا حق

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم فروردین 1390ساعت 0:50  توسط اسماعیل مهاجر  | 

مصر نوین  به کدام سو می رود؟

     نهضت و خیزش بي سابقه مردم مصر پس از 18 روز به ثمر رسيد و فرعون مصر از اريكه قدرت سقوط كرد. اكنون همه نگاه ها به دوران پس از حسني مبارك معطوف شده و اين سوال مطرح است كه مصري ها دوران تازه را چگونه رقم خواهند زد؟

    آيا نهضت مردمي مصر مصداق يك انقلاب فراگير است كه ساختارهاي سياسي و اقتصادي و فرهنگي را دچار تغييرات بنيادين خواهد كرد؟ ويا اين كه اين جنبش كه از شروع تا ثمردهي ماهيتي مدني و نرم افزاري داشت، تنها اصلاحاتي روبنايي و نوعي از رفرميسم را خواهد آزمود؟

    آن گونه كه از اوضاع داخلي مصر و رويكرد بازيگران منطقه اي و فرامنطقه اي بر مي آيد، آهنگ تحولات مصر به سوي رفرميسم سوق يافته است . البته مردم مصر رويكردي اسلامي و انقلابي دارند و از دير باز وارد مبارزه با ر‍ژيم ديكتاتوري و تلاش براي برپايي حكومت اسلامي شده بودند. در همين راستا مصري ها سابقه طولاني استعمارستيزي داشته و با وجود امضاي پيمان سازش ، هنوز هم مدافع آرمان فلسطين بوده و رژيم صهيونيستي را دشمن درجه يك خود مي دانند. در واقع مسلمان مصر از سي و سه سال پيش، پيام انقلاب اسلامي را به گوش جان شنيده و همچنان رهنمودهاي امام راحل و مقام معظم رهبري را نجات بخش خود ميدانند.

      تحولات مصر پس از خروج مبارک نیز نشان میدهد مصر در دوران انتقالی ، تحول اساسی را نخواهد آزمود.شورای عالی نظامی به ریاست وزیر دفاع سابق ، ژنرال طنطاوی ، اعلام کرده است نسبت به تعهدات گذشته مصر از جمله پیمان کمپ دیوید پایبند خواهد بود.اساسا این شورا صلاحیت تصمیم گیری های راهبردی را ندارد و تنها در صدد حفظ وضعیت ثبات و امنیت مصر تا زمان انتخابات است.اعلام پایبندی به کمپ دیوید نیز برخاسته از نگرانی ها و تهدیدات احتمالی است که در اوضاع شکننده فعلی ممکن است از سوی رژیم صهیونیستی صورت گیرد.

    معترضان نیز در اوضاع فعلی نسبت به تغییرات زیر بنایی به ویژه در سیاست خارجه و تعهدات سابق مصر اهتمامی نشان نداده اند و حتی پیش بینی می شود در صورتی که طیف معترض امثال البرادعی به قدرت برسند ، بعید است در اموری چون توافق با رژیم صهیونیستی تجدید نظر کنند.اکنون خواسته اصلی معترضان ، در مطالبات مدنی چون آزادی ، دمکراسی و توسعه اقتصادی خلاصه می شود و به همین دلیل خواهان تعدیل قانون اساسی به ویژه در بندهای مربوط به ریاست جمهوری هستند و بر انتخابات آزاد و سالم تاکید زیادی می ورزند.

    برخی ناظران معتقدند در دوران انتقالی ، اولویت اصلی حفظ ثبات و وحدت و عدم ایجاد تنش در سطح داخلی و خارجی است.براین اساس این ناظران پیش بینی می کنند معترضان وقتی دوره انتقالی را سپری کرده و جایگاه خود را تثبیت کردند ، به تدریج می توانند پرونده های دیگر از جمله مباحث مربوط به سیاست خارجه و مناسبات با رژیم صهیونیستی و غرب را گشوده و در صورت لزوم ، آن را مورد بازبینی و تعدیل و یا تغییر قرار دهند.

    این پیش بینی در صورتی تحقق خواهد یافت که معلوم شود طیف هیئت حاکمه جدید تا چه حد با مطالبات اصیل مردم مسلمان مصر همسویی نشان دهند و در عین حال موفق شوند با اتکا به منافع ملی مصر ، خود را از نفوذ و وابستگی به بازیگران خارجی به ویژه آمریکا رها سازند.

    در سطح بازیگران خارجی ، به طور خاص ؛ ایلات متحده آمریکا و رژیم صهیونیستی تلاش زیادی دارند تا مصر دچار تحولات زیر ساختی نشود ، چون این نگرانی وجود دارد که با رفتن مبارک و هیت حاکمه ای که سال ها به باقی ماندن مصر در جبهه سازش تعهد داشت ، حاکمیت جدید به جبهه مقاومت تمایل یابد و معادلات منطقه ای به ضرر آمریکا و رژیم صهیونستی تغییر یابد.چنین تغییری در ساختار و سیاست های مصر نوین می تواند الگویی برای سایر کشورهای عربی شده و به تدریج سیطره آمریکا و رژیم صهیونیستی را بر خاورمیانه پایان دهد و در مقابل ، کانون مقاومت یعنی جمهوری اسلامی ایران یکه تاز عرصه منطقه گردد.نکته مهم آنکه موج نهضت مصر و تونس به دیگر کشورهای عربی سرایت کرده و طی روزهای اخیر کشورهایی چون  لیبی ، بحرین و یمن و... شاهد تظاهرات و در گیری های گسترده ای بوده اند.

     چالش دیگری که مصری ها را در دوره نوین پس از مبارک تهدید می کند ، اختلافات داخلی میان معترضان است . تا پیش از سقوط مبارک همه معترضان زیر یک چتر واحد گرد آمده و یک صدا خواهان رفتن دشمن مشترک یعنی مبارک بودند ؛ اما با سقوط دیکتاتور و شروع دوره جدید ، سهم خواهی ها آغاز شده و رقابت های سیاسی و حزبی تشدید می شود.البته وجود شورای عالی نظامی تا حدی مانع بروز اختلافات درونی خواهد شد و روند مذاکرات میان گروه های معترض و برنامه های مربوط به دوران انتقالی و نحوه ترسیم دوره نقش بسزایی در مهار اختلافات و عدم تبدیل آن به نزاع و درگیری خواهد داشت.

    با این حال طبیعت دوران انتقالی و شکنندگی سیاسی و اختلافات طیف های گوناگون سیاسی، زمینه ساز دخالت های خارجی شده و قطعاً آمریکایی ها از هم اکنون مشغول مهره سازی و سیاست پردازی برای مصر نوین هستند. آن گونه که از داده های برخی محافل غربی بر می آید، آمریکا در پی ایجاد نوعی " دمکراسی کنترلی " در مصر است تا هم به مطالبات دمکراتیک مردم مصر پاسخ گوید و پروژه هایی چون خاورمیانه بزرگ را عملیاتی کند و هم مانع ظهور و رشد جریانات اسلام سیاسی و مقاومت گردد.

    هوشیاری نخبگان مصری صرف نظر از گرایش های سیاسی و اتفاق نظر آنان بر سر مبانی و منافع ملی این کشور می تواند مانع اعمال نفوذ آمریکا و رژیم صهیونیستی در ترسیم نقشه سیاسی جدید مصر گردد. در هر حال مصر از قدیم الایام " ام الدنیا " نامیده شده و سزاوار آن است که با رقم زدن ساختاری مطلوب از اسلام گرایی و مردم سالاری، الگوی جهان عرب گردد. این الگو می تواند به لحاظ ماهیتی ، نسخه ای از انقلاب اسلامی ایران ، اما با صورت و صبغه ای عربی و متناسب با اقتضائات معاصر باشد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اسفند 1389ساعت 21:49  توسط اسماعیل مهاجر  | 

از 25 بهمن 57 تا 25 بهمن 89

     25 بهمن 89 با 25 بهمن 57 از جهاتی شبهات های زیادی با هم دارند .در آنروز (25 بهمن 57) اولین تجمع عناصر ضد انقلاب و منافقین در خیابان ایران نزدیک میدان شهدای فعلی در محل اقامتگاه آنروزهای حضرت امام خمینی (ره) بوجود آمد و شعارهای ضد انقلابی و ضد امامی سرداده شد و در حقیقت اولین بغض و کنیه فتنه گران ضد انقلاب ، تنها 3روز پس از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی ترکید و نشان داد که ایادی استکبار چه زود ملعبه دست اربابان خود شدند تا نگذارند صدای انقلاب اسلامی و موج بیداری اسلامی حاصل ار آن به گوش مردم آزاده جهان برسد. ولی آیا توانستند؟ آیا به آنچه می خواستند رسیدند ؟

      با اندکی تامل به خوبی میتوان دریافت نظام جمهوری اسلامی ایران با رهبری معمار کبیر انقلاب اسلامی امام عظیم الشان راحل و رهبری داهیانه مقام معظم رهبری از تمامی پیچ و خم ، حوادث ، چالش ها ، بحرانها و فتنه های بسیار زیادی که بر سر راهش قرار گرفت ( بحرانهایی چون غائله های قومیتی در اوایل انقلاب ، جنگ 8ساله تحمیلی ، تحریم ها ، مسئله هسته ای و...  ) بخوبی عبور کرد و سرفراز بیرون آمد و نه تنها صدا و پیام انقلاب صادر و به گوش جهانیان رسید بلکه موجب ایجاد موج و گفتمان بیداری اسلامی در جهان گردید که بخوبی آثار و نتایج آن را دربین ملتهای آزادیخواه جهان بویژه کشورهای حیات خلوت آمریکا مانند کشورهای آمریکای لاتین ، افریقا و... و ملتهای مسلمان منطقه خاورمیانه بویژه فلسطین ، لبنان ، تونس ، مصر ، یمن ، بحرین و... می بینیم بگونه ای که در آینده خاورمیانه اسلامی به رهبری ایران عزیز شکل خواهد گرفت .

      اگردر آن روزها ( روزهای آغازین انقلاب )  استکبار جهانی در راس آن آمریکای جنایتکار ایادی خود ، منافقین کوردل را بکار گرفتند تا به گمان خود انقلاب عزیزمان  را در داخل مرزها مشغول و محصور کنند و نگذارند پیام رهایی بخش انقلاب اسلامی به گوش ملتهای آزاده برسد ولی دیدیم که چه کوته فکر بودن چراکه امام عظیم الشان راحل جغرفیای اسلام را محدود به مرزها نکرده بودند و همه دنیا بخوبی دریافتند که انقلاب اسلامی پیام خود را جهانی کرده است.( بخشی از نتایجش در بالا ذکر شد).

     در حال حاضر نیز قطار پیشرفت ایران اسلامی وارد دهه چهارم خود شده است و الان بعنوان یکی از قدرتهای مهم و تاثیر گذار منطقه و جهان مطرح است و موج بیداری حاصل از این انقلاب بعد از بیداری انتفاضه مردم فلسطین ، لبنان باعث پیروزی مردم تونس و درست همزمان با سالروز پیروزی انقلاب عزیز اسلامی مان یعنی 22 بهمن 89 موجب پیروزی انقلاب مردم مصر شد و صدور انقلاب اسلامی به شیرینی به ثمر نشست .

      ولی باز دیدیم که هنوز از شیرینی و ثمره انقلاب اسلامی (موج و گفتمان بیداری اسلامی ) در مصر و موج در حال حرکت به سمت یمن ، بحرین و کشورهای اسلامی دیگرطولی نگذشته بود که آمریکا و رژیم صهیونیستی با استفاده از نوکران و غلامان حلقه به گوش خود در داخل ایران یعنی همان سران فتنه استراتژی جدیدی را طراحی کردند تا شایدبه خیال خام خود بتوانند جلوی این موج و گفتمان بیداری در حال گسترش را گرفته یا لااقل حرکتش را کند ویا منحرف کنند وآن این بود که می بایست درجهت کاهش  اثرات خطبه های ارزشمند مقام معظم رهبری خطاب به مردم و گروههای انقلابی مصردر نقش آفرینی در چگونگی تعیین سرنوشت آینده شان ، از یک طرف در جنگ رسانه ای تمرکز جهانیان را از مصر به سمت ایران تغییر مسیر داده  و ضمن تحت الشعاع قراردادن کشورهای اسلامی ، جلوی نفوذ معنوی رهبری و ولی امر المسلمین در دل مردم کشور های منطقه بویژه مصر امروز را بگیرند و از طرفی نیز بتواند با آسودگی خاطرکودتای نرم خود را درآنجا عملیاتی کنند یعنی بتوانند پوسیتن دیگری را بعد از نامبارک ملعون برتن مصر بپوشانند و برای این کار منافقین جدید (سران فتنه ایران ) را به کار گرفتند تا آنها هم بتوانند شاید مانند دوستان قدیم شان ( منافقین 25 بهمن 57) در 25 بهمن 89 برای ایجاد انحراف در موج بیداری ایجاد شده در بین ملتهای مسلمان منطقه ، غائله ای را بوجود بیاورند تا بار دیگر بعنوان نوکران بی چون و چرای آنان در این راستا انجام وظیفه نمایند تا آنان را در رسیدن به اهداف شوم شان یاری دهند.

     ولی آنان کور خوانده اند همانطور که خون شهیدان عزیز ما در به ثمر رسیدن انقلاب بویژه جنگ تحمیلی باعث تثبیت این نظام شد ، قطعا خون این شهدای عزیز بویژه خون امثال این دانشجوی بسیجی که در این غائله به ناحق ریخته شد باعث استمرار و استکمال این انقلاب خواهد شدتا انشاا... این انقلاب به دست صاحب اصلی خود برسد.آینده از آن حزب ا.. است.

 

                                                                                                      


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم بهمن 1389ساعت 0:37  توسط اسماعیل مهاجر  | 


پاشنه آشیل زلزله سیاسی در مصر

       چند روزی است که زلزله سیاسی در مصر توجه جهانیان بویژه کشورهای اسلامی را به خود معطوف ساخته است .تقارن این قیام با سالگرد پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی ایران باعث شده ایرانیان با جذابیت بیشتری تحولات آنرا پیگیری کنند.البته اتفاقات این روزهای مصر با وقایع بهمن ماه 1357 ، سبب شده تا عده زیادی این حرکت در مصر را به حرکت مردم ایران در سال 57 شبیه بدانند. 

      حضور خیابانی مردم ، بسط تظاهرات مردمی به شهرهای مختلف ، حکومت نظامی و شکسته شدن آن بوسیله مردم ، تاکید مردم بر ادامه مخالفت ها تا سرنگونی رژیم حاکم ، خارج شدن اتباع آمریکایی از کشور (تعدیل نیرو سفارت آمریکا در مصر ) ، ادعای شیندن صدای انقلاب مردم توسط حاکمیت و تغییر رئیس دولت برای آرام کردن اوضاع و بدست آوردن رضایت نسبی مردم و... همه وهمه از این تشابه خبر می دهند.

      لکن با یک تحلیل واقع بینانه براحتی میتوان دریافت که هرچند این حرکت مردمی در مصرکه شاخک‌های نظام‌های غربی را حساس کرده است و بسیار حساس‌تر از آنچه فکرش را بکنیم ، قطعا متاثراز انقلاب اسلامی مردم ایران می باشد و بعنوان یکی از نتایج صدور انقلاب اسلامی مان بشمار رفته و مقدمه ای برای شروع خاورمیانه اسلامی برگرفته از انقلاب ایران اسلامی می باشد ولی با انقلاب عظیم مردم ایران که جهانیان را خیره کرد تفاوت اساسی دارد.و آن اینکه قیام مردم مصر در ایدئولوژی ، اهداف ، رهبری واحد و مقتدر ، انقلاب کنندگان و توده انقلابی مردم بعنوان مولفه های بوجود آورنده انقلاب ها کاملا با انقلاب اسلامی متفاوت است و بارزترین آنها که پاشنه آشیل این حرکت مردمی نیز بشمار میرود جدای ازایدئولوژی ، اهداف و انقلاب کنندگان ، فقدان رهبری واحد و مقتدر و با نفوذ در بین مردم مصر می باشدکه ممکن است باعث انحراف این حرکت مردمی از هدف اصلی خود بشود. 

      البته هرچند آلترناتیوهایی چون البرادعی مطرح هستند لکن نفوذ البرادعی در میان مردم مصر بویژه ارتباط روحی و عاطفی و عقیدتی وی با مردم مصر ، قطعا قابل مقایسه با رهبری داهیانه و ارزشی امام عظیم الشان راحل نیست و نخواهد بود چراکه امام خمینی (ره) با رهبری مبتنی بر اندیشه های ناب اسلامی در قلب و ذهن مردم جای داشت حال آنکه البرادعی نماینده غربیان به خصوص آمریکائیها با اندیشه هایی مبتنی بر لیبرال دموکراسی غرب قطعا نمیتواند در ذهن مردمی که خواهان اسلام گرایی در مصر هستند جایی داشته باشدو همین امر بعنوان پاشنه آشیل این حرکت مردمی و زلزله سیلسی در حال وقوع در مصر بشمار می رود.

     بنظر میرسد غربیان و آمریکائیها که ابتدا از حکام دست‌نشانده خود همچون مبارک با صراحت جانبداری می کردند و این مهم در مواضع آنان کاملا مشهود بود. اما پس از شکست در مدیریت بحران و عدم توانایی مهار این تحولات، شاهدیم که لحن آمریکا و کشورهای غربی نسبت به این تحولات در حال تغییر می‌باشد که با اندکی تامل میتوان دریافت که این خود می‌تواند نوعی تاکتیک برای مدیریت بحران باشد چراکه تغییر موازنه قدرت و تضعیف جایگاه آمریکا در منطقه، افول هر چه بیشتر رژیم‌صهیونیستی کمترین نتیجه ای است که بدنبال خواهد داشت و پر واضح است اگر مردم مصر با هوشیاری و درایت و با برنامه عمل نکنند قطعا در آینده با چالشهای فراوانی روبروخواهند شد.

     و آنچه میتواند این موج را به سرانجام برساند به صحنه آمدن علمای دینی و در دست گرفتن رهبری این قبیل حرکت های  مردمی است چرا که غفلت و سکوت علمای دینی دنیای عرب بیش از این باعث خواهد شد غرب با هنرنمایی خود ارزش سیاه مدرنیته را با شکل و شمایل بزک کرده دوباره به این کشورها تحمیل کند .


+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم بهمن 1389ساعت 2:0  توسط اسماعیل مهاجر  | 

آیا هاشمی ، هاشمی می ماند؟!

    چندی بود که میخواستم در این مورد مطلبی بنویسم لکن بهانه ای نمی یافتم ، دیدار اخیر شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه گیلان با هاشمی بهانه ای شد تا اندکی در این باب قلم فراسایی کنم.در شرایطی که حداقل انتظار مردم آگاه و بصیر ایران اسلامی بعد از خلق حماسه 9 دی 88 همچنین روشن شدن ابعاد پیچیده فتنه ، بازگشت خواص به دامان ملت و همراهی با مطالبه های بحق مردم بود بار دیگر هاشمی بر خطبه های حاشیه سازش در 26 تیر 88 تاکید کرد.او همچنین منتقدان خانواده اش را "مخالف ابدی قانون " معرفی کرد.

     آقای هاشمی با تاکید بر مواضع گذشته خودش در این دیدار اظهار داشت : در خصوص مسائل کشور مواضع خود را به طور مشخص در آخرین حضورم در نمازجمعه تهران اعلام کردم و اکنون نیز به آن معتقدم.تفرقه را در شرایط فعلی به صلاح نمی دانم و به همین دلیل تلاش می کنم تا به دور از جنجال های سیاسی ، پیگیر مواضع خود باشم .

      براستی هاشمی در آخرین حضور خود در نماز جمعه تهران چه گفت ؟ که گاه و بی گاه بر بقای آن تاکید می کند ؟ وی در این روز شرایط کشور را " بحرانی " توصیف کرد. البته شاید فکر میکرد ایران گرجستان است! شاید فکرد میکرد مردم بصیر و آگاه همانند خواص در غبار فتنه بی بصیرت و منفعل شده اند. او خواستار آزادی متهمان بازداشت شده فتنه 88 و توجه به آنچه آزادی مطبوعات خواند ، شد ولی براحتی از کنار طراحی آنان برای براندازی نظام و قلمهای روان شده آنان در این جهت گذشت .

      ایشان همچنین خواستار توجه به اجرای قانون شد اما اشاره ای به ایستادگی جریان فتنه بویژه سران آن در برابر قانون نکرد ؛ موضوعی که با توجه به دو خواسته دیگر او موجب شد فعالان سیاسی نه جریان فتنه که نظام را مخاطب این گفته او بدانند. به همین دلیل جمعیتی از آشوبگران خیابانی که طبق وعده رسانه های بیگانه به خیابان های اطراف دانشگاه تهران ، محل اقامه نماز جمعه تهران آمده بودند از سخنرانی آقای هاشمی استقبال و حتی ساعاتی بعد دست به اغتشاش در راستای آنچه در " حقوق اعلام شده خود در نمازجمعه " نامیدند ، زدند.            البته اظهارت ایشان در این دیدار مانند سخنرانی خبر سازش در آن نماز جمعه که به نماز جمعه اولی ها نیز معروف گشت ، پوشش وسیع و معناداری در رسانه های بیگانه نیز پیدا کرد بگونه ای که او را اصلی ترین حامی جریان مخالف درون حاکمیت دینی ایران می دانند.

     این سوال که چرا این گونه شد؟ چرا هاشمی که روزی او را استوانه این نظام می نامیدند این گونه تحت تاثیر اطرافیان خود قرار می گیرد و آنچه را که باید ببیند نمی ببیند و صرفا به آنچه که به او نشان داده می شود یا بعبارتی نظر سازی میشود بسنده می کند و آنرا ملاک و معیار ابراز سخن خود می نماید و ضمن امیدوار کردن جریان فتنه بویژه سران آن به ادامه اقدامات خود- بگونه ای که یکی از سران به اصطللاح فتنه می گوید اتفاقات بزرگ در آینده به دست هاشمی اتفاق خواهد افتاد و ما نباید از قافله عقب بمانیم موجبات خوشحالی بیگانگان را نیز فراهم می کند ،  مگر امام عظیم اشان راحل نفرمودکه هرموقع که دیدید بیگانه ای از ما تعریف کرد بدانید که یک جای کار ما ایراد دارد ! آیا وقت آن نرسیده است هاشمی به خلیل عظیم مردم همان مردمی که همواره خود به دان تاکید میکند بپیوندد و اینقدر و با این گونه اظهارت موجب فاصله خود با مردم انقلابی ایران اسلامی نگردد.چراکه همگان دوست دارند هاشمی را همیشه همان هاشمی سابق ، هاشمی انقلابی و ولایتمدار ببیندند .براستی آیا هاشمی هاشمی می ماند؟! 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم بهمن 1389ساعت 23:1  توسط اسماعیل مهاجر  | 

سلام . غریو 57 یا بهتر بگویم فریاد57 از این به بعد بعنوان تک نگاشت ها و دغدغه های یک پنجاه و هفتی در مسائل مختلف سیاسی ، فرهنگی ، اجتماعی ، اقتصادی و... با رویکرد داخلی و بین المللی با همه فرهیختگان و بویژه دانشجویان عزیز سخن خواهد گفت .قطعا نظرات سازنده شما یاری رسان این حقیر خواهد بود.

                      دانشجوی کارشناسی ارشد علوم سیاسی و روابط بین الملل

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم دی 1389ساعت 23:20  توسط اسماعیل مهاجر  | 

جنجال رسانه ای علیه مقامات عالیرتبه نظام در پرونده ترور رفیق حریری! غرب به دنبال چیست ؟؟؟

   غرب قصد دارد با توجه به پشتوانه محکم ایران در مذاکرات استانبول بویژه موضع غالب و طلبکارانه ایران بواسطه ترور دانشمندان هسته ای و آشکار شدن نقش سرویسهای اطلاعاتی غربی در این ترورها، ضمنسوءاستفاده از ماجرای دادگاه حریری و فضاسازی تبلیغاتی و جنگ روانی علاوه بر تحت الشعاع قرار دادن نقش رژیم صهیونیستی و کشورهای غربی در ترور دانشمندان هسته ای، فضای مذاکرات را به سود خود تغییر دهد...

   غرب با استفاده از ظرفیت رسانه ای خود و همچنین بکارگیری دنباله های داخلی خود در ایران موج تبلیغاتی را در آستانه اعلام حکم دادگاه ترور رفیق حریری علیه ایران و مشخصا برخی مقامات عالیرتبه نظام به راه انداخته است.اصل ماجرای مطرح شدن نام برخی مقامات چمهوری اسلامی ایران در این پرونده مربوط به 15آذر ماه امسال می باشد، در نیمه آذرماه برخی رسانه های ضدانقلابی در یک خبرسازی آشکار، با مطرح کردن نام تعدادی از مقامات عالیرتبه کشورمان در پرونده ترور رفیق حریری، وعده دادند این موضوع چند هفته بعد از سوی دادگاه بین المللی ترور رفیق حریری اعلام خواهد شد.
  
دشمنان قصد دارند در آستانه اعلام رای این دادگاه، با جوسازی و خبرسازی های مجعول، بر سه حوزه "داخل ایران"، "مسایل داخلی لبنان" و "مذاکرات استانبول" تاثیر بگذارند. در همین زمینه طی چند روز گذشته روزنامه های صهیونیستی جزورالم پست و هاآرتص به همراه رسانه های ضدانقلاب در اقدامی هماهنگ نام برخی از مقامات جمهوری اسلامی ایران را بعنوان مرتبط در پرونده ترور حریری مطرح کردند.
دشمان قصد دارند با بهره گیری از فضای خبری و تبلیغی تحولات تونس و شبیه سازی این وقایع در ایران، بستر مناسبی برای موج سواری و احیای جریان فتنه ایجاد کنند. در همین راستا می توان به واکنش های گسترده رسانه های ضدانقلاب به تحولات تونس و موضوع کشته سازی که بارها و بارها از سوی اتاق فکر جریان سبز تاکید شده است،
  
این جنجال ها طی روزهای اخیر و در آستانه اعلام حکم دادگاه حریری بشدت از سوی رسانه های اروپایی، عربی، صهیونیستی و سایت های ضدانقلاب دنبال شده است تا جائی که ابولحسن بنی صدر، رئیس جمهور مخلوع ایران در اظهارنظری گفته است که "اگر ما هم مثل تونس، 700 کشته می دادیم، جنبش سبز پیروز می شد" و یا محسن سازگارا در مصاحبه با رادیو صدای آمریکا می گوید که "اگر جنبش ایران عقب نشینی نمی کرد قطعا تعداد کشته های بیشتری نسبت به تونس بر جای می گذاشت..."

   برنامه غرب این بود که با متهم کردن حزب الله به دست داشتن در ترور حریری، مقاومت اسلامی لبنان و جریان 8مارس را به انفعال کشانده و نهایتا با تضعیف جایگاه حزب الله در لبنان، خلع سلاح مقاومت و مقدمات حمله مجدد رژیم صهیونیستی به این کشور فراهم شود و در نهایت با از بین رفتن متحد جدی ایران در خاکریز نبرد با صهیونیسم، امکان فشار مضاعف به ایران فراهم شود.

   در این مقطع، حزب الله لبنان با درایت سیاسی و در یک اقدام پیشدستانه تمامی وزاری خود را از کابینه سعد حریری فراخواند و باعث شد دولت حریری سقوط کند که این اقدام غافلگیرانه حزب الله تمامی ترفندهای غرب را ناکام گذاشت.
  
از این منظر به نظر می رسد این ترفند جنگ روانی برای ایجاد توازن سیاسی در فضای لبنان طراحی شده است، بدین ترتیب که با متهم کردن مقامات جمهوری اسلامی ایران در ترور رفیق حریری، برتری مقاومت و 8مارس را در صحنه سیاسی تغییر داده و در نهایت از یک سو مانع از تسلط جریان 8مارس بر قوه مجریه شده و از سوی دیگر شرایطی فراهم شود تا مجددا قدرت در اختیار جریان 14مارس قرار گیرد.
  
غرب قصد دارد با توجه به پشتوانه محکم ایران در مذاکرات استانبول بویژه موضع غالب و طلبکارانه ایران بواسطه ترور دانشمندان هسته ای و آشکار شدن نقش سرویسهای اطلاعاتی غربی در این ترورها، ضمن سوءاستفاده از ماجرای دادگاه حریری و فضاسازی تبلیغاتی و جنگ روانی علاوه بر تحت الشعاع قرار دادن نقش رژیم صهیونیستی و کشورهای غربی در ترور دانشمندان هسته ای، فضای مذاکرات را به سود خود تغییر دهدکه با توجه به تناقضهای آشکار سناریوی غربی ها و رژیم صهیونیستی با واقعیت های لبنان و فضای منطقه بعید است این سناریوها به مرحله عمل برسد و سرنوشتی جز ناکامی نخواهد داشت.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم دی 1389ساعت 23:2  توسط اسماعیل مهاجر  |